محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
1477
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
ساخت . ( سيرة النبى ، ج 2 ، ص 421 ، ترجمهء سيرت رسول الله ، ج 2 ، ص 629 ) . در الطبقات الكبير ( ج 2 ، ص 21 ) آمده است كه پيامبر ( ص ) پنجاه شتر غنيمت يافت و خمس آن بيرون كرد ، و بازماندهء شتر را ميان ياران بخش كرد كه به هر تن دو شتر رسيد . ص 150 ، س 20 : خبر غزو بنى قينقاع در متن ما ، و نيز در متن تاريخ طبرى ( ج 3 ، صص 60 - 1359 ) گوياى انگيزهء اين جنگ نيست . « . . . سبب نقض عهد ايشان آن بود كه در بازار بنى قينقاع زنى شير مىفروخت در پيش دكان زرگرى هم از يهود . و آن زن نقابى فرو گذاشته بود . زرگر وى را گفت : نقاب بردار تا ترا ببينم . زن گفت : نقاب بر ندارم . زرگر ، چنان كه آن زن نمىديد ، دامن جامهء وى برداشت و گرهى بر آن زد . و قاعدهء زنان عرب چنان بود كه زير جامه در پاى نكردندى و جامه هاى دراز پوشيدندى . و آن زن نمىدانست و بر پاى خاست و عورت وى ظاهر شد و فرياد بر آورد . و يكى از مسلمانان ايستاده بود ، و چون چنان ديد شمشير بر كشيد و آن زرگر را بكشت . و كسان آن زرگر بانگ زدند و يهود جمع شدند و آن مرد مسلمان را باز كشتند . و چون خبر به پيغمبر ، عليه السّلام ، آوردند ، سيّد عليه السّلام ، لشكر كرد و به غزاى ايشان رفت ، و ايشان را حصار داد . . . » ( ترجمهء سيرت رسول الله ، ج 2 ، صص 34 - 631 ، و نيز سيرة النبى ، ج 2 ، صص 426 به بعد ) . صاحب الطبقات الكبير مىنويسد ( ج 2 ، ق 1 ، صص 20 - 19 ) : « رسول خدا از سلاحهايشان سه كمان ، كمانى كه كتوم خوانده مىشد و به احد شكست ، و كمانى كه روحا خوانده مىشد و كمانى كه بيضا خوانده مىشد گرفت ، و نيز دو سپر از سلاحهايشان گرفت ، سپرى كه صغديّه ، و ديگرى فضّه گفته مىشد ، و سه شمشير ، شمشيرى قلعى و شمشيرى كه بتّار گفته مىشد ، و شمشيرى ديگر ، و سه نيزه ، و سلاحهاى بسيار در حصار آنان يافتند و ابزار زرگرى . . . » ص 152 ، س 15 : خبر غزو سويق در متن ما گويا است ، جز آنكه در متن تاريخ طبرى ( ج 3 ، صص 66 - 1364 ) و طبقات الكبير ( ج 2 ، ق 1 ، ص 20 ) و المغازى ( ج 1 ، ص 181 ) و سيرة النبى ( ج 2 ، صص 24 - 422 ) ، اشاره به اين نكته مىرود كه ابو سفيان ، نخست در خانهء حيى بن اخطب را مىكوبد و او در به روى ابو سفيان نمىگشايد ! گفتنى است كه در ترجمهء سيرت رسول الله ( ج 2 ، صص 30 - 629 ) از حيى بن